سطح C2فعل

preisgeben

فاش کردن، لو دادن

English: to reveal, give away

صرف فعل preisgeben

حال
er gibt preis
گذشته‌ی ساده
gab preis
پرفکت
hat preisgegeben
امری
gib preis! / gebt preis!
  • ich gebe preis
  • du gibst preis
  • er/sie/es gibt preis
  • wir geben preis
  • ihr gebt preis
  • sie geben preis

جمله‌ی مثال با preisgeben

  • Tom will nichts von sich preisgeben.

    تام نمی‌خواهد چیزی از خودش را فاش کند.

«preisgeben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.