سطح B2فعل

befristen

محدود کردن (زمانی) / موقت کردن

English: to limit (in time), to make temporary

صرف فعل befristen

حال
er befristet
گذشته‌ی ساده
er befristete
پرفکت
hat befristet
امری
befriste! / befristet!
  • ich befriste
  • du befristest
  • er/sie/es befristet
  • wir befristen
  • ihr befristet
  • sie befristen

جمله‌ی مثال با befristen

  • Sie wollen den Vertrag befristen.

    آن‌ها می‌خواهند قرارداد را موقت کنند.

مترادف و متضاد

«befristen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.