همکلاسیهای دوست
English: friendly classmates
Sie verbrachte den Nachmittag mit befreundeten Klassenkameraden.
او بعدازظهر را با همکلاسیهای دوستش گذراند.
«befreundete Klassenkameraden» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.