سطح B2فعل

befolgen

پیروی کردن

English: to follow, to obey

صرف فعل befolgen

حال
er befolgt
گذشته‌ی ساده
befolgte
پرفکت
hat befolgt
امری
befolg! / befolgt!
  • ich befolge
  • du befolgst
  • er/sie/es befolgt
  • wir befolgen
  • ihr befolgt
  • sie befolgen

جمله‌ی مثال با befolgen

  • Die Regeln sind zu befolgen.

    قوانین باید رعایت بشن.

«befolgen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.