سطح C2فعل

bedrängen

تحت‌فشار‌گذاشتن، آزار

English: to pressure, to harass

صرف فعل bedrängen

حال
er bedrängt
گذشته‌ی ساده
bedrängte
پرفکت
hat bedrängt
امری
bedränge! / bedrängt!
  • ich bedränge
  • du bedrängst
  • er/sie/es bedrängt
  • wir bedrängen
  • ihr bedrängt
  • sie bedrängen

جمله‌ی مثال با bedrängen

  • Ich wollte dich nicht bedrängen.

    نمی‌خواستم به تو فشار بیاورم.

«bedrängen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.