سطح C2فعل

basieren

مبنا بودن، پایه داشتن

English: to be based, to rest on

صرف فعل basieren

حال
er basiert
گذشته‌ی ساده
basierte
پرفکت
hat basiert
امری
basier! / basiert!
  • ich basiere
  • du basierst
  • er/sie/es basiert
  • wir basieren
  • ihr basiert
  • sie basieren

جمله‌ی مثال با basieren

  • Der Bericht muß auf Fakten basieren.

    گزارش باید بر اساس واقعیت‌ها باشد.

«basieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.