سطح C2فعل

auswischen

پاک کردن، سر کسی کلاه گذاشتن

English: to wipe out, to trick

صرف فعل auswischen

حال
er wischt aus
گذشته‌ی ساده
wischte aus
پرفکت
hat ausgewischt
امری
wische aus! / wischt aus!
  • ich wische aus
  • du wischst aus
  • er/sie/es wischt aus
  • wir wischen aus
  • ihr wischt aus
  • sie wischen aus

جمله‌ی مثال با auswischen

  • Er hat mir eins ausgewischt.

    او یک کلاه سر من گذاشت.

«auswischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.