سطح A2فعل

ausruhen

استراحت کردن

English: to rest

صرف فعل ausruhen

حال
er ruht aus
گذشته‌ی ساده
ruhte aus
پرفکت
hat ausgeruht
امری
ruh aus! / ruht aus!
  • ich ruhe aus
  • du ruhst aus
  • er/sie/es ruht aus
  • wir ruhen aus
  • ihr ruht aus
  • sie ruhen aus

جمله‌ی مثال با ausruhen

  • Ich muss mich kurz ausruhen.

    من باید کمی استراحت کنم.

«ausruhen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.