پرزحمت، پرهزینه
English: laborious, costly
Die Rekonstruktion der Ruinen war sehr aufwendig.
بازسازی ویرانهها خیلی پرزحمت بود.
«aufwendig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.