جستن، بالا پریدن
English: to jump up, to spring up
Ich wollte aufspringen, aber ich war wie gelähmt und blieb sitzen.
میخواستم از جا بپرم، اما انگار فلج شده بودم و نشسته ماندم.
«aufspringen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.