دریدن، شکافتن
English: to slit, to rip open
Der Täter schlitzte das Kissen mit einem Messer auf.
جنایتکار بالش را با چاقو درید.
«aufschlitzen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.