سطح C2فعل

aufleuchten

روشن شدن، درخشیدن

English: to light up, to flash

صرف فعل aufleuchten

حال
er leuchtet auf
گذشته‌ی ساده
leuchtete auf
پرفکت
hat aufgeleuchtet
امری
leucht auf! / leuchtet auf!
  • ich leuchte auf
  • du leuchtest auf
  • er/sie/es leuchtet auf
  • wir leuchten auf
  • ihr leuchtet auf
  • sie leuchten auf

جمله‌ی مثال با aufleuchten

  • Betätige mal das Bremspedal, um die Bremslichter aufleuchten zu lassen.

    پدال ترمز را بزن تا چراغ‌های ترمز روشن شوند.

«aufleuchten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.