سطح C2فعل

auflehnen

شوریدن، طغیان کردن

English: to rebel, revolt

صرف فعل auflehnen

حال
er lehnt auf
گذشته‌ی ساده
lehnte auf
پرفکت
hat aufgelehnt
امری
lehn auf! / lehnt auf!
  • ich lehne auf
  • du lehnst auf
  • er/sie/es lehnt auf
  • wir lehnen auf
  • ihr lehnt auf
  • sie lehnen auf

جمله‌ی مثال با auflehnen

  • Entweder man muss sich auflehnen, oder man macht sich mitschuldig.

    یا باید شورش کرد، یا شریکِ گناه شد.

«auflehnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.