سطح C2فعل

aufkreuzen

سررسیدن، پیدایش‌شدن

English: to show up, to appear

صرف فعل aufkreuzen

حال
er kreuzt auf
گذشته‌ی ساده
kreuzte auf
پرفکت
ist aufgekreuzt
امری
kreuz auf! / kreuzt auf!
  • ich kreuze auf
  • du kreuzt auf
  • er/sie/es kreuzt auf
  • wir kreuzen auf
  • ihr kreuzt auf
  • sie kreuzen auf

جمله‌ی مثال با aufkreuzen

  • Tom würde hier nicht mehr aufkreuzen.

    تام دیگر اینجا سر و کله‌اش پیدا نمی‌شود.

«aufkreuzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.