سطح C2فعل

fernbleiben

دوری کردن

English: to stay away

صرف فعل fernbleiben

حال
er bleibt fern
گذشته‌ی ساده
blieb fern
پرفکت
ist ferngeblieben
امری
bleib fern! / bleibt fern!
  • ich bleibe fern
  • du bleibst fern
  • er/sie/es bleibt fern
  • wir bleiben fern
  • ihr bleibt fern
  • sie bleiben fern

جمله‌ی مثال با fernbleiben

  • Du kannst nicht einfach fernbleiben.

    نمی‌توانی همین‌طور غیبت کنی.

«fernbleiben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.