سطح C2فعل

abwickeln

انجام دادن، رسیدگی کردن

English: to handle, to process

صرف فعل abwickeln

حال
er wickelt ab
گذشته‌ی ساده
wickelte ab
پرفکت
hat abgewickelt
امری
wickle ab! / wickelt ab!
  • ich wickele ab
  • du wickelst ab
  • er/sie/es wickelt ab
  • wir wickeln ab
  • ihr wickelt ab
  • sie wickeln ab

جمله‌ی مثال با abwickeln

  • Alles wird sich ganz nach Plan abwickeln.

    همه‌چیز دقیقاً طبق برنامه پیش خواهد رفت.

«abwickeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.