سطح C2فعل

abzahlen

قسطی پرداختن

English: to pay in installments

صرف فعل abzahlen

حال
er zahlt ab
گذشته‌ی ساده
zahlte ab
پرفکت
hat abgezahlt
امری
zahl ab! / zahlt ab!
  • ich zahle ab
  • du zahlst ab
  • er/sie/es zahlt ab
  • wir zahlen ab
  • ihr zahlt ab
  • sie zahlen ab

جمله‌ی مثال با abzahlen

  • Du solltest deine Schulden abzahlen.

    باید بدهی‌هایت را پرداخت کنی.

«abzahlen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.