[ˈapˌvaɪ̯çn̩]
انحراف داشتن، مغایرت داشتن
معنی، مثال و مترادفِ abweichen ←Ich will nicht vom Plan abweichen.
نمیخواهم از برنامه منحرف شوم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی