سطح C2فعل

abtauchen

غوطه‌ور شدن، ناپدید شدن

English: to dive, to disappear

صرف فعل abtauchen

حال
er taucht ab
گذشته‌ی ساده
tauchte ab
پرفکت
ist abgetaucht
امری
tauch ab! / taucht ab!
  • ich tauche ab
  • du tauchst ab
  • er/sie/es taucht ab
  • wir tauchen ab
  • ihr taucht ab
  • sie tauchen ab

جمله‌ی مثال با abtauchen

  • Nach dem Skandal musste der Politiker abtauchen.

    پس از رسوایی، سیاستمدار مجبور شد ناپدید شود.

«abtauchen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.