سطح C2فعل

abtasten

لمس کردن، معاینه کردن

English: to palpate, to scan

صرف فعل abtasten

حال
er tastet ab
گذشته‌ی ساده
tastete ab
پرفکت
hat abgetastet
امری
tast ab! / tastet ab!
  • ich taste ab
  • du tastest ab
  • er/sie/es tastet ab
  • wir tasten ab
  • ihr tastet ab
  • sie tasten ab

جمله‌ی مثال با abtasten

  • Mein Laserdrucker kann auch ein Bild abtasten.

    چاپگر لیزری من می‌تواند تصویر هم اسکن کند.

«abtasten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.