کسری، کاستن، نمونهبرداری
English: smear, deduction
Die Ärztin hat einen Abstrich von der Schleimhaut genommen.
دکتر از مخاط نمونه برداشت.
«Abstrich» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.