آبسه، دمل
English: abscess
Der Arzt musste den schmerzhaften Abszess öffnen.
پزشک مجبور شد آبسهی دردناک را باز کند.
«Abszess» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.