سطح C2فعل

abspritzen

اسپری کردن، پاشیدن

English: to spray, to squirt

صرف فعل abspritzen

حال
er spritzt ab
گذشته‌ی ساده
spritzte ab
پرفکت
hat abgespritzt
امری
spritz ab! / spritzt ab!
  • ich spritze ab
  • du spritzt ab
  • er/sie/es spritzt ab
  • wir spritzen ab
  • ihr spritzt ab
  • sie spritzen ab

جمله‌ی مثال با abspritzen

  • Man muss die Blumen im Sommer oft abspritzen.

    تابستان‌ها باید روی گل‌ها آب پاشید.

«abspritzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.