دور کردن، جلب کردن
English: to lure away
Er wollte den Hund mit einem Leckerli weglocken.
او میخواست سگ را با یک خوراکی دور کند.
«weglocken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.