سطح B2فعل

abraten von

منع کردن از / توصیه به انجام ندادن

English: to advise against

گرامر

حرف اضافه
von + Dat

صرف فعل abraten von

حال
er rät ab
گذشته‌ی ساده
riet ab
پرفکت
hat abgeraten

جمله‌ی مثال با abraten von

  • Ich rate dir von diesem Kauf ab.

    من تو را از این خرید منع می‌کنم (توصیه می‌کنم نخری).

مترادف و متضاد

«abraten von» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.