سطح B1فعل

abheben

برداشتن، بلند شدن

English: to lift off, to withdraw

صرف فعل abheben

حال
er hebt ab
گذشته‌ی ساده
hob ab
پرفکت
hat abgehoben
امری
heb ab! / hebt ab!
  • ich hebe ab
  • du hebst ab
  • er/sie/es hebt ab
  • wir heben ab
  • ihr hebt ab
  • sie heben ab

جمله‌ی مثال با abheben

  • Ich muss Geld abheben.

    باید پول برداشت کنم.

«abheben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.