هماهنگ کردن، تطبیق دادن
English: to align, to match
Wir müssen die Daten miteinander abgleichen.
ما باید دادهها را با هم تطبیق دهیم.
«abgleichen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.