سطح C2فعل

abgleichen

هماهنگ کردن، تطبیق دادن

English: to align, to match

صرف فعل abgleichen

حال
er gleicht ab
گذشته‌ی ساده
glich ab
پرفکت
hat abgeglichen
امری
gleiche ab! / gleicht ab!
  • ich gleiche ab
  • du gleichst ab
  • er/sie/es gleicht ab
  • wir gleichen ab
  • ihr gleicht ab
  • sie gleichen ab

جمله‌ی مثال با abgleichen

  • Wir müssen die Daten miteinander abgleichen.

    ما باید داده‌ها را با هم تطبیق دهیم.

«abgleichen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.