سطح C2فعل

abarbeiten

انجام دادن، رسیدگی

English: to work off, to process

صرف فعل abarbeiten

حال
er arbeitet ab
گذشته‌ی ساده
arbeitete ab
پرفکت
hat abgearbeitet
امری
arbeite ab! / arbeitet ab!
  • ich arbeite ab
  • du arbeitest ab
  • er/sie/es arbeitet ab
  • wir arbeiten ab
  • ihr arbeitet ab
  • sie arbeiten ab

جمله‌ی مثال با abarbeiten

  • Können Sie den Auftrag in zwei Tagen abarbeiten?

    می‌توانید این سفارش را در دو روز انجام دهید؟

مترادف و متضاد

«abarbeiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.