سطح B2اسم

die Einschränkung

محدودیت / مضیقه

English: restriction, limitation

گرامر

آرتیکل
die
جمع
die Einschränkungen

جمله‌ی مثال با Einschränkung

  • Es gibt viele Einschränkungen im Projekt.

    محدودیت‌های زیادی در پروژه وجود دارد.

مترادف و متضاد

«Einschränkung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.