سطح C2فعل

verwalten

مدیریت کردن

English: to manage, to administer

صرف فعل verwalten

حال
er verwaltet
گذشته‌ی ساده
verwaltete
پرفکت
hat verwaltet
امری
verwalte! / verwaltet!
  • ich verwalte
  • du verwaltest
  • er/sie/es verwaltet
  • wir verwalten
  • ihr verwaltet
  • sie verwalten

جمله‌ی مثال با verwalten

  • Er verwaltet das Vermögen der Firma.

    او دارایی شرکت را مدیریت می‌کند.

«verwalten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.