مشتری، مشتریان
English: clientele, customers
Wir haben den Laden verkauft, weil uns die Kundschaft fehlte.
ما مغازه را فروختیم چون مشتری نداشتیم.
«Kundschaft» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.