سطح C2اسم

der Kundschafter

دیده‌ور، خبرگیر

English: scout, spy

گرامر

آرتیکل
der
جمع
Kundschafter

جمله‌ی مثال با Kundschafter

  • Kurdische Kundschafter kratzen Spritzgebäckkrumen konisch.

    پیشاهنگان کرد خرده‌های شیرینی خشک را به شکل مخروطی می‌خراشند.

«Kundschafter» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.