مشتریان، موکلان
English: clientele, clients
Wegen seines großen beruflichen Geschicks hat der Anwalt eine große Klientel.
به خاطر مهارت حرفهای بالایش، وکیل مشتریان زیادی دارد.
«Klientel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.