در نتیجه
English: consequently, as a result
Infolgedessen mussten wir den Termin verschieben.
در نتیجه مجبور شدیم قرار را به تعویق بیندازیم.
Es gab einen Stromausfall, infolgedessen fiel der Unterricht aus.
برق قطع شد، در نتیجه کلاسها لغو شد.
«infolgedessen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.