سطح B1فعل

identifizieren

شناسایی کردن

English: to identify

صرف فعل identifizieren

حال
er identifiziert
گذشته‌ی ساده
identifizierte
پرفکت
hat identifiziert
امری
identifiziere! / identifiziert!
  • ich identifiziere
  • du identifizierst
  • er/sie/es identifiziert
  • wir identifizieren
  • ihr identifiziert
  • sie identifizieren

جمله‌ی مثال با identifizieren

  • Ich kann es nicht identifizieren.

    نمی‌توانم آن را شناسایی کنم.

«identifizieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.