سطح B2اسم

die Einkünfte

درآمد

English: income, earnings

گرامر

آرتیکل
die
جمع
die Einkünfte (Pl.)

جمله‌ی مثال با Einkünfte

  • Seine Einkünfte sind in den letzten Jahren gestiegen.

    درآمد او در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«Einkünfte» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.