سطح A1اسم

die Brust

قفسه سینه / سینه

English: chest, breast

گرامر

آرتیکل
die
جمع
die Brüste

جمله‌ی مثال با Brust

  • Er spürt einen Schmerz in der Brust.

    او دردی در قفسه سینه‌اش احساس می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«Brust» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.