قفسه سینه / سینه
English: chest, breast
Er spürt einen Schmerz in der Brust.
او دردی در قفسه سینهاش احساس میکند.
مترادف
«Brust» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.