سطح A1فعل

bügeln

اتو کردن

English: to iron

صرف فعل bügeln

حال
er bügelt
گذشته‌ی ساده
bügelte
پرفکت
hat gebügelt
امری
bügle! / bügelt!
  • ich bügle
  • du bügelst
  • er/sie/es bügelt
  • wir bügeln
  • ihr bügelt
  • sie bügeln

جمله‌ی مثال با bügeln

  • Ich bügele meine Hemden selbst.

    من پیراهن‌هایم را خودم اتو می‌کنم.

مترادف و متضاد

مترادف

«bügeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.