سطح A1فعل

umziehen

اسباب‌کشی کردن

English: to move (house)

صرف فعل umziehen

حال
er zieht um
گذشته‌ی ساده
zog um
پرفکت
ist umgezogen
امری
zieh um! / zieht um!
  • ich ziehe um
  • du ziehst um
  • er/sie/es zieht um
  • wir ziehen um
  • ihr zieht um
  • sie ziehen um

جمله‌ی مثال با umziehen

  • Du musst umziehen.

    باید اسباب‌کشی کنی.

مترادف و متضاد

«umziehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.