سطح B2فعل

überschreiten

تجاوز کردن / از حد گذشتن

English: to exceed

صرف فعل überschreiten

حال
er überschreitet
گذشته‌ی ساده
überschritt
پرفکت
hat überschritten
امری
überschreite! / überschreitet!
  • ich überschreite
  • du überschreitest
  • er/sie/es überschreitet
  • wir überschreiten
  • ihr überschreitet
  • sie überschreiten

جمله‌ی مثال با überschreiten

  • Er hat die Geschwindigkeitsbegrenzung überschritten.

    او از حد مجاز سرعت تجاوز کرد.

مترادف و متضاد

«überschreiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.