[ˌyːbɐˈʃʁaɪ̯tn̩]
تجاوز کردن / از حد گذشتن
معنی، مثال و مترادفِ überschreiten ←Er hat die Geschwindigkeitsbegrenzung überschritten.
او از حد مجاز سرعت تجاوز کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی