سطح A1فعل

lassen

گذاشتن / اجازه دادن

English: to leave, let, allow

صرف فعل lassen

حال
er lässt
گذشته‌ی ساده
ließ
پرفکت
hat gelassen
امری
lass! / lasst!
  • ich lasse
  • du lässt
  • er/sie/es lässt
  • wir lassen
  • ihr lasst
  • sie lassen

جمله‌ی مثال با lassen

  • Ich habe ihn die Tür öffnen lassen.

    گذاشتم او در را باز کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«lassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.