[ˈt͡suːˌɡʁaɪ̯fn̩]
چنگ زدن، دست به کار شدن
معنی، مثال و مترادفِ zugreifen ←Greif bitte zu dem Brot.
لطفاً به نان دست بزن.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی