[ˈt͡suːɡəˌʃteːən]
اعتراف کردن، اذعان کردن
معنی، مثال و مترادفِ zugestehen ←Dein Ex ist schlauer, als wir ihm gerne zugestehen.
پسرِ قبلیت باهوشتر از چیزیه که حاضریم قبول کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی