[ˈt͡syːɡl̩n]
اسباب کشی کردن (سوئیسی برای umziehen)
معنی، مثال و مترادفِ zügeln ←Wir müssen nächste Woche in unsere neue Wohnung zügeln.
ما باید هفته آینده به آپارتمان جدیدمان اسبابکشی کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی