[ˈt͡suːˌbaɪ̯sn̩]
گاز زدن
معنی، مثال و مترادفِ zubeißen ←Ich wußte nicht, daß ein so kleiner Hund so kräftig zubeißen kann.
نمیدونستم یه سگ اینقدر کوچیک میتونه اینقدر محکم گاز بگیره.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی