[ˈt͡sapn̩]
از یک کانال تلوزیونی به کانال دیگری رفتن بدون داشتن هدف
معنی، مثال و مترادفِ zappen ←Er zappt abends durch die Fernsehkanäle.
او شبها بین کانالهای تلویزیون میچرخد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی