سطح B2فعل

zappen

از یک کانال تلوزیونی به کانال دیگری رفتن بدون داشتن هدف

English: to channel-surf

صرف فعل zappen

حال
er zappt
گذشته‌ی ساده
er zappte
پرفکت
hat gezappt
امری
zappe! / zappt!
  • ich zappe
  • du zappst
  • er/sie/es zappt
  • wir zappen
  • ihr zappt
  • sie zappen

جمله‌ی مثال با zappen

  • Er zappt abends durch die Fernsehkanäle.

    او شب‌ها بین کانال‌های تلویزیون می‌چرخد.

«zappen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.