[ˈt͡sap͡fn̩]
چکیدن، کشیدن
معنی، مثال و مترادفِ zapfen ←Der Wirt zapfte ein frisches Bier aus dem Fass.
متصدی میخانه آبجوی تازه از بشکه کشید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی