[ˈt͡sakn̩]
دندانهدار کردن
معنی، مثال و مترادفِ zacken ←Die Schere macht Zacken in das Papier.
قیچی لبههای دندانهدار روی کاغذ ایجاد میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی